سلول‌های T فولیکولار (Tfh)

سلول‌های T کمکی فولیکولار گروهی از سلول‌های +CD4 هستند که بلوغ لنفوسیت های B را تحت کنترل دارند. تولید این سلول‌ها نیازمند حضور IL-21 و احتمالا فاکتور نسخه برداری BCL6 و همچنین اتصال ICOS-ICOSL می‌باشد.سلول‌های Tfh فعال میزان بالایی از CXCR5 را بیان کرده و در پاسخ به CXCL13 وارد فولیکول های لنفاوی می‌شوند. سلول‌های Tfh مولکول هایی نظیر ICOS، PD-1، و IL21 و همچنین فاکتور رونویسی BCL6 را بیان می‌کنند. سايتوكاين IL-21 یک سایتوکاین ضروری برای تولید پلاسماسل های مرکز زایگر و تسهیل فرآیند گزینش سلول B است. تحت تاثیر IL-6 و IL-21 در حضور STAT-3 تمایز می باید. این سلول PD+ ، مولد قوی IL-21 و کمتر IL-6،IFN،TGF، و IL-4 است.فاکتور رونویسی  آن C-MAF است.                                                                                                                          

کموکاین ها

کموکاین ها خانواده‌ای ازسایتوکاین ‌های با اندازه کوچک یا پروتئینهای تولید شده توسط سلولها هستند. نام این خانواده از خاصیت آن‌ها برای جذب سلول‌های پاسخ دهنده الهام گرفته شده‌است. نقش کموکاین ها در تکامل، با تنظیم خونسازی، ایجاد قلب و عروق و نمو مخچه؛ دربیولوژی تومور با تنظیم تکثیر سلولی، رگزایی و متاستاز؛ به خصوص در طی مهاجرت لوکوسیت با اتصال محکم، حرکت لوکوسیتی، خروج از رگ (دیاپدز) و کموتاکسی اهمیت دارد. پروتئین‌هایی که به عنوان کموکاین طبقه بندی می‌شوند دارای ویژگی‌های ساختاری مشابهی همچون اندازه کوچک (10 - 8 کیلودالتون) و حضور چهار عدد مولکول سیستئین در جایگاه‌های کلیدی ساختاری هستند. برخی از کموکاین‌ها دارای نقش پیش-التهاب هستند و در روند شروع و گسترش التهاب، سلول‌های ایمنی را به مکان عفونت فرا می‌خوانند. دیگر کموکاین‌ها درنگهداری همئوستاز نقش دارند و باعث حرکات سلول‌ها در طی فرایند طبیعی رشد و گسترش سلول می‌شوند. کموکاین‌ها در همه مهره داران و برخی باکتریها یافت می‌شوند. کموکاین‌ها در چهار گروه CX3C،CXC ،CC و XC تقسیم بندی می‌شوند. از جمله كموكاین های CXC خانواده می توان به اینترلوكین 8 و از جمله كموكاین های خانواده CCمیتوان بهMIP-1، ائوتاکسین و رنتس (RANTES) اشاره كرد. در جریان التهاب، كموكاینهایCXC عمدتا“ روی نوتروفیلها و كموكاینهای CC عمدتا“ روی مونوسیتها، لنفوسیتها و ائوزینوفیلها اثر گذاشته و باعث تحریك مهاجرت این سلول ها می شوند. كموكاین های CXC و CC عمدتا توسط لكوسیت ها و انواع چندی از سلول های بافتی نظیر سلول های اندوتلیال، اپی تلیال و فیبروبلاست ها در پاسخ به تحریكات التهابی، همانند میکروبها،TNF وIL-1 تولید می شوند.

مهار کننده های سایتوکاین:

مهار کننده های سایتوکاین: مهار کننده سیگنال سایتوکاین گیرنده تیروزین کینازهای (RTK) خانواده ای از گیرنده های سطح سلول هستند که نقش مهمی در انتقال سیگنال از محرکهای خارج سلولی ایفا می کنند. با روشی مشابه، پروتئین های SOCS سیگنالینگ میتوژنیک را توسط RTK ها تنظیم می کنند. ژن عضو خانواده PIAS پستانداران )مهار کننده پروتئین فعال STAT-1 مبدل سیگنال و فعال کننده رونویسی-1) خانواده را کد می کند.

اینترفرون ها

اینترفرون ها : خانواده بزرگی ازسایتوکاین هاهستند که فعالیت ضدویروسی داشت و به علت تداخل درتکثیر ویروس ها به این نام خوانده می شود. اینترفرون تولیده شده به وسیله سلولهای آلوده به ویروس ها می تواند ازآلوده شدن سلول های مجاور محافظت نماید. اینترفرون ها درتنظیم ایمنی ودفاع میزبان وظایفی مهم مانند افزایش فعالیت ماکروفاژها– بروز گیرنده های FC ومولکول های 1و HLA 2دارند و برخی از اینترفرونها در تعدادی از سلول ها تمایز وتکثیر سلولی را مهار می کنند. اینترفرون ها براساس خواص آنتی ژنیک، سلول تولید کننده واثرات محرک به دوتیپ تقسیم می شوند. تیپ 1شامل IFNα وIFNβ وتیپ 2به IFN γ تقسیم می شود. مهمترین سلول های تولیدكننده IFN-β وIFN-α به ترتیب عبارت از لكوسیت ها و فیبروبلاست ها می باشند. مهمترین سلول های تولید كننده IFN-γ عبارت از لنفوسیتهایTh1، سلول هایNK، سلولهایT سایتوتوكسیك (CD8+)می باشند. مهمترین اثرات IFN-γ عبارتند از: - فعال ساختن ماكروفاژ، یكی از نامهای قدیمیIFN-γ، فاكتور فعال كننده ماكروفاژ می باشد كه دلالت بر همین اثر دارد كه قبل از سایر اثرات این سایتوكاین، كشف گردیده بود. - تحریك بروز مولكول های كلاس یك MHCI و II و مولكول های كمك تحریكی بر سطح سلول های عرضه كننده آنتی ژن (APC) - تحریك تمایز سلول های TCD4+ به سمت Th1 و مهار تكثیر سلول های Th2 - فعال ساختن نوتروفیل ها - تحریك فعالیت سیتولیتیك یا نابودسازی سلول هدف توسط سلول NK - بروز نابجای مولكولهایMHC كلاس دو بر سطح سلولهایی كه در شرایط طبیعی، فاقد این مولكول بر سطح خود می باشند.

اینترلوكین-12

اینترلوكین-12 مهمترین سلول های تولید كننده این سایتوكاین، ماكروفاژهای فعال و سلول های دندریتیك هستند. نقش كلیدی در القای پاسخ های ایمنی سلولی دارد. اثرات عمده آن: - تحریك تولید اینترفرون گاما توسط لنفوسیت های Tو NK - تحریك تمایز لنفوسیت های T CD4+ به سمت لنفوسیت های Th1 تولید كننده IFN-γ - تقویت لیزسلولها توسط لنفوسیت های TCD8+ و NK

اینترلوكین-12

اینترلوكین-12 مهمترین سلول های تولید كننده این سایتوكاین، ماكروفاژهای فعال و سلول های دندریتیك هستند. نقش كلیدی در القای پاسخ های ایمنی سلولی دارد. اثرات عمده آن: - تحریك تولید اینترفرون گاما توسط لنفوسیت های Tو NK - تحریك تمایز لنفوسیت های T CD4+ به سمت لنفوسیت های Th1 تولید كننده IFN-γ - تقویت لیزسلولها توسط لنفوسیت های TCD8+ و NK

اینترلوكین2

اینترلوكین2 - اینترلوكین2 را به عنوان فاكتور رشد لنفوسیت T معرفی كردند، اما بعدا مشخص شد كه این سایتوكاین دارای سایر اثرات مهم بر پاسخ های دفاع اکتسابی نیز می باشد. توسط لنفوسیت های T تولید می شود. لنفوسیت های T بعد از شناسایی آنتی ژن و دریافت پیام دوم تحریكی خود، شروع به تولیدIL- 2 و گیرنده آن می نمایند. تولید IL-2به صورت گذرا می باشد، از جمله اثرات مهم می توان به موارد زیر اشاره كرد: - تحریك تكثیرلنفوسیت های T - تحریك تكثیر و تمایز سایر سلول های ایمنی نظیر سلول هایNK، حاصل اثر IL-2بر سلول های NKایجاد سلول هایی است كه اصطلاحا از آنها تحت عنوان سلولهای كشنده فعال شده توسط لنفوكاین (LAK) یاد می شود. IL-2همچنین باعث تحریك رشد و تكثیر لنفوسیت B و تحریك تولید آنتی بادی توسط این سلول می شود. - تحریك مكرر لنفوسیت های T توسطIL-2 باعث القای مرگ لنفوسیت های T در اثر ازدیاد فعال شدن می شود.

اینترلوکین 6:

- اینترلوکین 6: این سایتوكاین توسط مونوسیتها، ماكروفاژها، سلول های اندوتلیال، فیبروبلاستها و سایر سلول ها در پاسخ به تحریكات التهابی ترشح می شود. اثرات التهابی آن مشابهTNF و IL-1 است. از جمله اثرات آن، میتوان به موارد زیر اشاره كرد: - تحریك تولید نوتروفیل ها در مغز استخوان - تحریك رشد و تكثیر لنفوسیت های همكاری در تخریب بافت سخت استخوان

فاکتور نکروز دهنده توموری (TNF) :

فاکتور نکروز دهنده توموری (TNF) : این سایتوکاین به دلیل اثر مخربی که برروی سلول های توموری دارد با این اسم خوانده می شود.TNF دارای دونوع است TNFα که آن را کاشکتین و TNFβکه آن را لنفوتوکسین نیز می نامند. اصلی ترین منبع تولید آنها سلول های بیگانه خوار تک هسته ای هستند وسبب فراخوانی نوتروفیل ها ومونوسیت ها به محل عفونت ها می شوند. ازنظر فعالیت بیولوژیکی TNFباغلظت کم درروند التهابی شرکت و باعث فعال شدن لکوسیت ها و آزاد شدن اینترلوکین وکموکاین ها می گردد ولی با غلظت متوسط در مرکز تنظیم حرارت مغز تاثیر وموجب تب شده و با اثر برروی سلول های کبدی باعث آزاد شدن پروتئین های فاز حاد (مثلCRP- پروتئین واکنش دهنده با کپسول پنوموکک) می شود. سایتوكاین اصلی در پاسخ التهابی حاد نسبت به باكتری های گرم منفی، اندوتوكسین باكتریایی و سایرعوامل عفونی است. در ابتدا TNF به عنوان ماده ای توصیف گردید كه در سرم حیوانات تحریك شده با اندوتوكسین باكتریایی، موجود بوده و باعث نكروز سلول های توموری میگردید. البته در حال حاضر مشخص شده كه این اثرTNF یكی از اثرات سوء، حاصل از غلظت های بالای این سایتوكاین است. ضمن آنكه از لحاظ اثرات التهابی، شباهت بسیاری به IL-1 دارد. مهمترین سلول های تولید كننده آن نیز همانندIL-1 ، مونوسیت ها و ماكروفاژها هستند. البته برخی دیگر از سلول ها نیز نظیر لنفوسیت هایT ، سلول های NK و مست سل قادر به ترشح TNF می باشند. C5a سبب رهاسازیTNF ازماست سل ها میشود. از جمله اثرات مهم این سایتوكاین میتوان به موارد زیر اشاره كرد: - اندوتلیوم عروق را وادار به بروز مولكول های چسبندگی می نماید. - TNF ماكروفاژها و سلول های اندوتلیال را وادار به ترشح كموكاینها می نماید كه این عوامل، خود به عنوان زیرگروهی از سایتوكاین های التهابی می باشند كه باعث تحریك حركت جهت دار یا كموتاكسی لكوسیت ها به سمت موضع آسیب دیدگی می شوند. - TNF مانند IL-1 در صورتیكه در غلظت های بالا اثر نماید، موجب بروز پاسخ فاز حاد التهاب می شود. - حضور غلظت های بالای TNF در گردش خون، باعث بروز اختلالات متابولیك شدید نظیر كاهش قند خون می شود كه علت آن، افزایش مصرف گلوكز توسط سلول های عضلانی وعدم توانایی كبد جهت جایگزین ساختن گلوكز می باشد.

اینترلوكین1-

اینترلوكین1-( IL-1) : شاید بتوان آن را به عنوان مهمترین سایتوكاین التهابی به حساب آورد. غالبا“ به همراه فاكتور نكروز تومور(TNF) اثر مینماید. مهمترین سلول های تولید كننده IL-1مونوسیت ها و ماكروفاژها می باشند. البته این سایتوكاین توسط بسیاری از سلولهای دیگر نظیر نوتروفیلها، سلول های اپی تلیال، سلول های اندوتلیال، لنفوسیتها، مست سل ها و سلولهای دندریتیك نیز تولید می شود. دو نوع از اینترلوكین 1 موجود می باشند كه عبارتند از: اینترلوكین 1-آلفا و اینترلوكین- 1-بتا. اینترلوكین 1 درصورتی كه در غلظت های پایین، ترشح شود باعث التهاب موضعی می شود، به عنوان مثال باعث القای بروز مولكول های چسبندگی بر سطح اندوتلیوم عروق خونی موضع التهاب میشود تا باعث جذب لكوسیتها به منطقه بافت آسیب دیده شوند. IL-1قادر به تحریك انواع مختلف از سایر سلولها نیز می باشد، به عنوان مثال میتواند باعث تحریك لنفوسیتهای T به دنبال شناسایی با آنتی ژن شود. همچنین سبب القای تكثیر لنفوسیت های B، تحریك ماكروفاژها و فعال ساختن سلول هایNK شود. این سایتوكاین میتواند از طریق القای آزاد سازی كلاژناز موجبات تخریب بافت نرم و از طریق همكاری در فعال ساختن استئوكلاست، موجبات تخریب بافت سخت استخوان را فراهم آورد اما در صورتی كه IL-1 در غلظت های بالا اثر نماید، اثرات آن به صورت سیستمیك خواهد بود، چرا كه وارد گردش خون شده و باعث القای پاسخ فاز حاد التهاب می شود كه درنتیجه آن، شاهد بروز تب و لرز، تعریق، بالا رفتن میزان كورتیزول خون، افزایش لکوسیت های خون (لكوسیتوز) و افزایش تولید پروتئین های فازحاد نظیر سرولوپلاسمین، فیبرینوژن، پروتئین های سیستم كمپلمان خواهیم بود.محققان گزارش کردند که IL-1 از سلول‌های دندریتیک زنده، سلول‌های ایمنی که آنتی‌ژن را به لنفوسیت‌های T عرضه می‌کنند، نیز ترشح می‌شود. آن‌ها نشان داده‌اند که سلول‌های دندریتیک وارد فاز ازدیاد حساسیت می‌شوند. در این حالت IL-1 را رها می‌کنند تا توانایی خود برای فراخواندن لنفوسیت‌های T خاطره را بالا ببرند. اما این سوال که چگونه IL-1 رها می‌شود بی‌پاسخ ماند. در بررسی جدید انجام‌شده نشان داده شده است که گازدرمین د در دیواره سلول‌های فعال شده سوراخ‌های ایجاد می‌کند به حدی کم که سلول از بین نرود و به حدی زیاد که IL-1 به میزان کافی خارج شود.بسیاری از داروهای ضد التهاب از جمله داروی آناکینرا که برای درمان آرتریت روماتوئید، بیماری‌های عفونی سیستماتیک، نقرس و تصلب شراین به کار می‌رود مانع از رهایش IL-1 می‌شود. مهارگر گازدرمین د برای بررسی راهی برای جلوگیری از بیماری‌های التهابی همچون سپسیس مورد مطالعه قرار گرفته است.

سایتوكاین های ضد التهابی

مهمترین سایتوكاین این دسته TGF-β است كه اثر اصلی آن، مهار تكثیر و فعالیت لنفوسیت ها و سایر لكوسیت ها می باشد. TGF-βبه سه شكل حضور داردTGF-β1 ، TGF-β2 وTGF-β3. سلول های دفاعی، عمدتا“ به تولیدTGF-β1 می پردازند.از جمله مهمترین اثرات سایتوكاین های ضد التهابی، می توان به موارد زیر اشاره كرد: - مهار تكثیر و تمایز لنفوسیت هایTو مهار فعالیت ماكروفاژها - تحریك لنفوسیت B به منظور تولید IgA چرا كه در مقایسه باIgA ،IgG و IgMبه لحاظ عدم فعال ساختن كمپلمان، قادر به تولید عوامل التهابی از اجزای سیستم كمپلمان نبوده، لذا در جهت فرو نشاندن التهاب عمل می نماید. - اینترلوكین-10 :(IL-10)این سایتوكاین را میتوان به لحاظ مهار ماكروفاژهای فعال و سلولهای دندریتیك به عنوان سایتوكاین مهار كننده ایمنی ذاتی و ایمنی سلولی به حساب آورد. IL-10عمدتا“ توسط ماكروفاژهای فعال و پس از آن، توسط سلول های Th2 و كراتینوسیت های پوست تولید می شود. مهمترین اثرات IL-10 : - مهار تولید IL-12 توسط ماكروفاژهای فعال و سلول های دندریتیك و ازآنجایی كه IL-12 مهمترین سایتوكاین جهت تمایز لنفوسیت هایTh1 و لذا شكل گیری پاسخهای ایمنی سلولی است، لذا IL-10 سبب مهار پاسخ های ایمنی سلولی می شود. مهار بروز مولكولهای MHC كلاس IIو مولكول های كمك تحریكی برسطح ماكروفاژها و سلول های دندریتیك، بدین ترتیب جلوی عرضه آنتی ژن و لذا تحریك لنفوسیت های Tگرفته می شود. اینترلوكین: 4-مهمترین سلول تولید كننده این سایتوكاین، لنفوسیتهایTCD4+ و مست سل ها می باشند. تحریك رشد و تكثیر لنفوسیت های، تحریك تمایز لنفوسیت های Th2 كه پاسخ های ایمنی را به سمت ایمنی هومورال سوق می دهند، مقابله با اثرات اینترفرون گاما (IFN-γ) اینترلوكین- 5 نظیر IL-4 مهمترین سلول های تولید كننده این سایتوكاین، لنفوسیت های TCD4+و مست سل ها می باشند. اثرات عمده تحریك رشد و تمایز لنفوسیت ها و تحریك تمایز لنفوسیت های Th2 كه پاسخ های ایمنی را به سمت ایمنی هومورال سوق می دهند، تحریک تولید IgA اینترلوکین35 - نیز یک سایتوکاین شناخته شده جدید است که توسط سلول‌های Treg ترشح می‌شود و دارای خواص سرکوب‌کنندگی سیستم ایمنی است. اینترلوکین37 - IL-37 سلول های دندریتیک را در حالت نیمه بالغ و آماده باش نگه می دارد به جای این که به آن ها اجازه دهد به آنتی ژن های جدید حساس شوند. این مطالعه مسیری را نشان می دهد که پاسخ سیستم ایمنی در موش ها توسط IL-37 تغییر می یابد، در این مسیر مولکول های CD40، IL-1b، IL-6 وIL-12 کاهش می یابند. این یافته ها نشان می دهند که IL-37 ممکن است مولکول اصلی تنظیم پاسخ های ایمنی باشد و میزان آن بر روی بسیاری از قسمت های سیستم ایمنی که منجر به پاسخ ایمنی می شوند تاثیر بگذارد. زمانی که محققان DC های جدا شده از گره های لنفاوی موش های دارای IL-37 و نیز موش های طبیعی را به موش های جدید منتقل کرده اند مشاهده نموده اند که در موش های دارای IL-37 آنتی ژن کم تری عرضه می شود.

اختلالات در سیستم ایمنی:

اختلالات در سیستم ایمنی: بیماری مولتیپل میلوما یا میلوم متعدد تکثیری بدخیم در پلاسماسل‌ها است که از یک کلون منفرد ایجاد می‌شود. تظاهرات آن به صورت درد استخوان یا شکستگی، نارسایی کلیه، استعداد به عفونت، کم خونی، هیپرکلسمی می‌باشد. هنگامیکه این سلول‌ها سرطانی می‌شوند ممکن است مقادیر متنابهی پادتن و ماده‌ای بنام " پروتئین - M " تولید کنند که در خون و ادرار یافت می‌شود. انواع متعددی از بدخیمی‌های پلاسماسل وجود دارد. شایع‌ترین آن " مالتیپل میلوما " نامیده می‌شود. پلاسماسل‌های بدخیم می‌توانند در استخوان تجمع کرده و توده‌های کوچکی بنام " پلاسموسیتوم " به وجود آورند. سندرم هیپرویسکوزیته (افزایش ویسکوزیته خون) از تظاهرات نادر است. کرایوگلبولین‌ها، ایمونو گلبولین‌هایی هستند که در درجه حرارت کمتر از ۳۷ درجه سانتیگراد تمایل به رسوب دارند. کرایوگلبولین‌های مونوکلونال معمولاً با یک اختلال هماتولوژیک مشخص همراه هستند و غالباً بدون علامت‌اند. این بیماری می‌تواند مغز همه استخوان‌ها را درگیر سازد ولی شایع‌ترین مکان‌های درگیری عبارتند از ران، کمر، لگن یا بالای بازو. این بیماری در مردان سنین ۷۰–۵۰ سال شایع‌تر است.

IgE

IgE ایمونوگلوبولینی است که نیمه عمر آن 2-3 روز و مقدار تولید روزانه آن 2.3میکروگرم/ کیلوگرم وزن بدن/ روز است. 10.7 تا 11.7% مولکول IgE از کربوهیدرات ها تشکیل شده است. زنجیره سنگین آن دارای 4 دمین CH است. غلظت این آنتی بادی در سرم 0.004 درصد ایمونوگلوبولین های سرمی است، لیکن از قدرت اتصال زیادی به رسپتور ماست سل ها برخوردار است. این اتصال از طریق قطعه Fcمولکول صورت می گیرد. این ایمونوگلوبولین در سرم برخی از پستانداران به مقدارکم یافت می شود. IgE و (IgG4) در انسان و احتمالا سایرگونه ها اغلب دارای فعالیت رآژنیک است. آنتی بادی رآژنیک به عنوان دسته ای از آنتی بادی ها که در سرم افراد فوق العاده آلرژیک حضور دارند از سال ها پیش شناخته شده بود، تا اینکه بعد ها با نشان دادن این خاصیت در IgE توانستند ماهیت آنتی بادی های رآژنیک(IgE) را مشخص سازند. IgE یک مولکول چهار زنجیره ای حاوی دو زنجیره سنگینe و دوزنجیره سبک است. این زنجیره حاوی پنج دمین باشد، بعد ها آنالیز پروتئین های میلومایی IgE این واقعیت را تصدیق نمود. IgE یک مدل بسیار خوب برای تعریف نقش دوگانه ایمونوگلوبولین هاست. این مولکول مانند IgGوIgD تنها به صورت منومر وجود دارد.

IgD

IgD در سال 1965 به دنبال کشف یک پروتئین میلومایی که با ایمونوگلوبولین های دیگر تفاوت داشت، کشف گردید. یکی از دلایل تاخیر در مطالعه و شناخت IgD پایین بودن مقدار سرمی آن در افراد سالم است. IgD یک ایمونوگلوبولین چهار زنجیره ای است که زنجیره سنگین آنδ و زنجیره سبک ان κ وλ است.80% زنجیره های سبک IgD از نوع κ و20% ازنوع λ است. زنجیره δ دارای وزن مولکولی 70000 دالتون است. لذا به نظر می رسد، این زنجیره واجد 4 دمین CH باشد. بالا بودن وزن مولکولی این زنجیره به وسعت لولا نیز مربوط می شود. با استفاده از مواد احیاکننده (نظیر2-مرکاپتواتانول 0.1مولار یا دی تری تیول.002مولار) و انکوباسیون به مدت 1 تا 2 ساعت در دمای محیط، پیوند هایs-s احیاء شده، زنجیره های H و L از هم جدا می شوند. پاپائین بر روی IgD تاثیر کرده، باعث تجزیه آن به دو قطعه Fab و یک قطعه Fc می شود. قطعه اخیر بلافاصله شکسته و متلاشی می شود. 12% مولکول IgD از پلی ساکاریدها تشکیل شده که همه آن ها با زنجیره δ چسبیده اند. به نظر می رسد این پلی ساکارید ها به سه قسمت مولکول متصل می شوند. به این ترتیب که یکی از آن ها در محل اتصال Fc-FD(یا ناحیه لولا) قرار گرفته و دوتای دیگر به بخشFc متصل می شوند. میزان تولید روزانه IgD 0.2 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن است. مقدار تولید IgD 1/100 تولید IgG است و نیمه عمر آن 2 تا 3 روز است. حساسیت این ایمونوگلوبولین به اسید و حرارت، از جمله سایر علل به تعویق افتادن شناسایی آن به حساب می آید. به طوریکه نگهداری سرم به مدت یک ساعت در حرارت 56 درجه باعث می شود میزان IgD آن تا 50% مقدار اولیه ( و چنانچه زمان انکوباسیون به 4 ساعت افزایش یابد میزان آن به 10% مقدار اولیه) تقلیل می یابد. pH اسیدی (حدود3) باعث تغییر ماهیت IgDشود. لذا با استفاده از این روش نمیتوان آن را جدا نمود. یکی دیگر از خصوصیات IgD این است که به سرعت به صورت مجتمع در می آید. این پدیده باعث تغییر فعالیت بیولوژیک و تغییر ساختمان آن می شود. IgD نیز مانند IgM در بدن به دوصورت یافت می شود، یکی به صورت مستقر در سطح لنفوسیت های B(mIgD) و دیگری به شکل آزاد در سرم (sIgD). IgD غشایی واجد یک دنباله اضافی داخل غشایی است. این دنباله اضافی از 25 تا 30 اسیدآمینه تشکیل شده که حدود 20 اسیدآمینه آن هیدروفوب بوده و داخل غشاء جای می گیرد. با استفاده از تکنیک های حساس، توانسته اند مقدار بسیار کمی از IgD اختصاصی ضد پنی سیلین G، توکسوئید دیفتری و انسولین را از سرم های مورد مطالعه جدا کنند. با بررسی خون بند ناف و خون بیماران مبتلا به لوسمی لنفاوی مزمن، مشاهده نموده اند که IgD ایمونوگلوبولین اصلی سطح لنفوسیت های B است و به عنوان رسپتور سطح لنفوسیت ایفای نقش می کند. به علاوه ممکن است این ماده در ایجاد تولرانس ایمونولوژیک نقش داشته باشد. حضور یک پل دی سولفیدی که دو زنجیره سنگین IgD را به هم متصل می کند و یک ریشه N- استیل گالاکتوزآمین در ناحیه لولا (مانند IgA1)، از خواص منحصر به فرد IgD است. IgE

جایگاه های سنتز IgA

جایگاه های سنتز IgA IgA ترشحی به صورت موضعی در سطوح مخاطی تولید می شود. اگرچه IgA در ترشحات مخاطی اهمیت زیادی دارد، اما واضح است که بخشی از IgA انسانی مستقیما به داخل خون ترشح می شودو در سطوح مخاطی نقشی ایفا نمی کند. IgA سرمی غالبا (90%) از نوع IgA1مونومراست که در مغز استخوان تولید می شود. در حالیکه IgA بیشتر در ترشحات خارجی معمولا از نوع IgA2و پلی مریک می باشد. لنفوسیت های تولیدکننده اشکال مونومری و پلیمری زیرکلاس های IgA1و IgA2در بافت های لنفاوی و غیرلنفاوی مستقر شده اند. زنجیره J زنجیره J یک گلیکوپروتئین از 129 اسیدآمینه (که20تای آن ها اسیدآسپارتیک است) تشکیل شده است. حضور این اسیدآمینه ها باعث می شود تا شارژ الکتریکی مولکول بالا رفته، از نظر الکتروفورتیک در ناحیه پیش آلبومین مستقر شود. ترتیب اسیدآمینه های زنجیره J انسان، خرگوش، خوکچه و سگ بسیار به هم شبیه بوده، حدود 7.5% آن ها را کربوهیدرات ها تشکیل می دهند. زنجیره J انسان و موش از نظر ایمونولوژیک مشابهند ولی با زنجیره J سایر رده ها تاحدی شباهت دارند. زنجیره J از طریق پیوندهای s-s به سیستئین ماقبل آخر زنجیره های سنگین IgAمتصل می شود. یک زنجیره J دو مولکول IgA را به هم وصل می کند. زنجیره J در IgM سرمی و ترشحی نیز یافت می شود. یک زنجیره J پنج مولکول IgM منومر (s7) را به هم وصل می کند. پلاسماسل هایی که ایمونوگلوبولین های مربوطه را می سازند زنجیره J را نیز تولید می کنند. این زنجیره ابتدا در سلول به صورت آزاد وجود داشته، سپس به ایمونوگلوبولین پلیمر متصل می شود. به این خاطر به نظر می رسد زنجیره J در پلمریزه نمودن IgAوIgM ایفای نقش می کند. اگرچه مکانیسم دقیق این عمل مشخص نیست، لیکن احتمالا به طور اختصاص با دخالت آنزیم هایی که پیوندهای بین زنجیره ای را برقرار می کنند،انجام می پذیرد.بنابراین میزان تولید IgAوIgM پلیمر به میزان تولید زنجیره J بستگی دارد.

جزء ترشحی(SC)

جزء ترشحی بخشی از مجموعه IgA ترشحی بوده و در انواع حیوانات از جمله سگ، گاو، گوسفند، بز، خرگوش، موش، پرندگان و انسان دیده می شود. اخیرا این جزء را به عنوان بخشی از ساختمان IgM ترشحی در انسان نیز می شناسند. جزء ترشحی متصل به IgA یا IgM ترشحی را با احیاء پیوند دی سولفید مثلا توسط غلظت 0.2مولار 2-مرکاپتواتانول می توان جدا نمود. همچنین در ترشحات بیماران مبتلا به هیپوگاماگلوبولینمی (که میزان IgAترشحی شان نیز کاهش یافته) جزء ترشحی به صورت آزاد یافت می شود. IgAتولید شده در لامیناپروپریای روده باید طی فرآیند ترانس سیتوز از اپیتلیوم عبور کرده، وارد مجرای روده شود. پدیده ترانس سیتوز از طریق رسپتوری به نام poly-Ig انجام می گیرد که در سلول های اپیتلیال مخاطی تولید و در سطوح قاعده ای و جانبی آن ها ظاهر می شوند. این گیرنده یک گلیکوپروتئین بین غشایی با پنج دومین خارج سلولی همولوگ (دمین های Ig) است. گیرنده poly-Ig برای ناحیه Fc IgA وIgM اختصاصی است و زنجیره J در مولکول های IgAدایمر و IgMپنتامر، دومینی برای اتصال به این گیرنده دارد. IgA دایمر در سطح سلول های اپیتلیال اندوسیتوز شده، به شکل فعال از طریق وزیکول ها به مجرا منتقل می شود. در سطح مجرا، گیرنده poly-Ig توسط آنزیمی برش خورده و از سلول های اپیتلیال جدا می شود. دمین های سیتوپلاسمی، متصل به سلول باقی می مانند، اما دمین های خارج سلولی همراه با IgAدایمر وارد فضای مجرای روده می شود. این قطعه متصل به IgAدایمر، جزء ترشحی نامیده می شود. SC انسانی (واحتمالا سایر گونه ها) فاقد متیونین بوده ولی حاوی مقدار زیادی گلیسین است وحدود11% وزن آن را کربوهیدرات تشکیل می دهد. جزء ترشحی به ناحیه لولا و بخشی از قسمت Fcهردومولکول IgAمتصل می شود. بالا بودن مقدار گلیسین در SC انعطاف پذیری این ماده (که لازمه آن است) را افزایش می دهد. صفرا یکی از منابع IgA است. برخی از مولکول ای IgA قبل ازاینکه در صفرا ترشح شوند توسط سلول های کبدی به IgA ترشحی تبدیل می شوند که به آن ها بیلی گلوبین می گویند. اگرچه 70تا 85% IgAترشحی توسط پیوندهای دی سولفید به SC متصل می شوند، لیکن 15 تا 30% باقیمانده با پیوندهای کووالان به آن می چسبند.

IgA

IgA ایمونوگلوبولینی است که زنجیره سنگین آن از نوع αبوده و به دو صورت سرمی و ترشحی در بدن یافت می شود. زنجیره α دارای دو زیرکلاس است که ایمونوگلوبولین های IgA1و IgA2 را می سازند. IgA1 90% IgA سرمی را تشکیل می دهد. این زیرکلاس توسط پیوندهای درون زنجیره ای و بین زنجیره ای استحکام می یابد. برخی از پروتئازهای باکتریایی، مانند باکتری هایی که در ایجاد مننژیت حاد دخالت دارند (نیسریا مننژیتیدیس، هموفیلوس آنفولانزا و استرپتوکوک نومونیه) قادرند تنها IgA1 را بشکنند. در واقع تولید پروتئاز تخریب کننده IgA1، ارتباط مستقیمی با میزان بیماریزا بودن باکتری دارد و گونه های فاقد پروتئازغیر پاتوژن هستند. پروتئازهای IgA1 پیوند پپتیدی بین پرولین – سرین یا بین پرولین – ترئونین را در ناحیه لولا می شکنند. دلیل مقاومت IgA2 در مقابل این پروتئازها، عدم وجود توالی های مذکور می باشد. به طورکلی با احیاء پیوندهای بین زنجیره ای، زنجیره های HوL را نیز می توان از هم جدا نمود. این آنتی بادی در سرم هم به صورت منومر و هم به شکل پلیمر یافت میشود. با وجود اینکه نشان داده شده که IgA سرمی (آنتی توکسین های ضد باکتریایی، ایزوآگلوتینین و آنتیRh ناقص) دارای فعالیت آنتی بادی است. اما احتمالا این فعالیت اهمیت کمتری نسبت به IgA ترشحی (دربزاق،آغوز،اشک،ترشحات بینی،ترشحات برونش و روده) دارد. به طوریکه در مقابل تهاجم میکروارگانیزم هایی که با سطوح مخاطی در تماس هستند، نقش IgA ترشحی بسیار مهم و چشمگیر است. با مطالعه روی IgA منوکلونال، ساختمان اولیه زنجیره a تعیین گردیده است. نسبت IgGبه IgA در سرم، مایع سینوویال، مایع مغزی- نخاعی و سایر ترشحات داخلی 6 به 1 است. اما در ترشحات خارجی نظیر کلستروم (شیر ابتدای دوران شیردهی)، ترشحات بینی، موکوس تنفسی، موکوس روده، بزاق ، مقدار IgA بسیار بیشتر از IgGیا IgMاست. بین IgA در ترشحات و IgA سرمی تبادلی صورت نمی گیرد. در این خصوص نشان داده اند که تزریق IgAسرمی نشان دار باعث نفوذ این مولکول به سطوح مخاطی نمی شود و IgA ای که به عنوان درمان به بیماران آگاماگلوبولینمیک تزریق می شود، میزان IgAترشحی را افزایش نمی دهد. لذا به نظر می رسد که منشا سازنده این ایمونوگلوبولین ها متفاوت باشد. با استفاده از آنتی بادی فلئورسنت ضد IgAترشحی نشان داده اند که پلاسماسل های سازنده این ایمونوگلوبولین در مجاورت سلول های اپیتلیال غدد ترشحی قرار دارند. سلول های اپیتلیال مجاور این پلاسماسل ها مسئولیت ساختن جزء ترشحی (sc) را بر عهده دارند.؛ درحالیکه زنجیره J نیز توسط پلاسماسل ها ساخته می شود. آنزیم پاپائین و پپسین برروی IgAاثر کرده و آن را به زیرواحد های Fab وF(ab')2 تبدیل می کند. قطعات FcوFc' که در این مسیر ایجاد می شوند، مجددا توسط این دو آنزیم شکسته و خرد می گردند.

IgM

IgM بزرگترین آنتی بادی است. محل استقرار الکتروفورتیک آن بین үوβ گلوبولین هاست. IgMنسبت به تاثیر مواد احیاء کننده ای نظیر2- مرکاپتواتانول بسیار حساس است. بر اثراین احیا شدن IgMهای مونومر با ضریب سدیمان 7s بوجود می آیند. براساس اختلاف موجود در زنجیره سنگین، دو زیرکلاس IgM1و IgM2 در این ایمونوگلوبولین مشخص شده است. مولکول IgM را بسته به اینکه به عنوان رسپتور بر سطح لنفوسیت ها ظاهرمی شود یا در ترشحات وجود دارد، به دو گروه IgMغشایی (mIgM) و IgMترشحی (sIgM) طبقه بندی می کنند. زنجیره های سبک IgM نیز نظیر سایر ایمونوگلوبولین ها از دو نوع k وl تشکیل شده اند. زنجیره های سبک و سنگین در IgM از طریق پیوند s-s در سیستئین ماقبل انتهای کربوکسیلی به هم متصل می شوند. IgMومولکول هایی نظیرآن در تمام مهره داران یافت می شود.اگرچه مقدارIgM در پستانداران به اندازه IgG نیست، لیکن برخی از فعالیت های آن دارای اهمیت به سزایی است. برای مثال می توان به حضوراین مولکول برروی غشاء سلول، نقش آن در فعال نمودن لنفوسیت ها، همچنین قدرت زیاد آن در فعال نمودن راه کلاسیک کمپلمان و شرکت در لیز ایمونولوژیک اشاره نمود. IgM قوی ترین ایمونوگلوبولین به لحاظ فعال کردن مسیر کلاسیک کمپلمان است. این خواص یه همراه شرکت موثر آن درآگلوتیناسیون و حضور درون عروق این احتمال را مطرح می کند که این ایمونوگلوبولین در برابرآنتی ژن هایی نظیر تریپانوزوما، توکسوپلاسما، ترپونما و روبلا (سرخجه مادرزادی) به مقدار زیادی افزایش می یابد. در انسان ودیگرپستانداران، IgM علاوه بر شکل مونومری به صورت پنتامر، مشتمل بر پنج مولکول چهر زنجیره ای نیز دیده می شود. در برخی موجودات رده پایین اشکال شش تایی (هگزامر) یا چهارتایی (تترامر) از مولکول های شبه IgM نیز دیده می شود.

IgG

در پستانداران، IgG، مهم ترین و بیشترین ایمونوگلوبولین سرم و ترشحات داخلی را شامل می شود. IgG به یک میزان در خون و مایعات خارج عروقی منتشر شده است. زنجیره سنگین این ایمونوگلوبولین Gنام دارد. این ایمونوگلوبولین به میزان 28 میلی گرم به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن در هر روز تولید و نیمه عمر آن 21 روز است. یکی از مهم ترین اعمال این آنتی بادی خنثی سازی آنتی ژن های محلول نظیر توکسین های باکتریایی است. IgGبه غیرازIgG3 بیشترین نیمه عمر(حدود21 تا 28 روز) را در بین ایمونوگلوبولین ها دارد. نیمه عمر طولانی IgG مربوط به توانایی اتصال آن به FcRn است که باعث انتقال IgG خون مادر از طریق جفت، انتقال IgGمادری از طریق روده نوزاد و حفظ موقت IgG در اندوزوم های سلول های اندوتلیال عروق می شود. IgG1: پاسخ های آنتی بادی علیه آنتی ژن های پروتئین محلول و پروتئین های غشایی غالبا توسط IgG1 انجام می گیرد، سایرزیرکلاس های IgG نیز با مقادیر کمتر دراین پاسخ ها دخالت دارند، IgG1 بیشترین مقدار را در بین زیرکلاس های IgG دارد، بنابراین کاهش در میزان این زیرکلاس منجر به هیپوگاماگلوبولینمی می شود. IgG2: پاسخ های IgG علیه آنتی ژن های پلی ساکاریدی کپسول باکتری ها توسط IgG2 ایجاد می شود. نقص درIgG2 منجربه کاهش پاسخ علیه کربوهیدرات ها می شود. البته این اختلال تا حدی با افزایش زیرکلاس های IgG1 وIgG3 جبران می شود. IgG3: این زیرکلاس مهم ترین آنتی بادی در پاسخ های التهابی است. اما باتوجه به نیمه عمر کوتاه (9-7روز)، می تواند شدت پاسخ های التهابی را محدود کند. در عفونت های ویروسی اولین زیرکلاس که افزایش پیدا می کند( IgG3و متعاقب آن IgG1) می باشد. IgG3 به همراه IgD وسیع ترین لولا را در میان Igها دارد. لولای بلند آن سبب حساسیت آن به پروتئاز ها شده و نیمه عمر آن کاهش می یابد. IgG4: در پاسخ به آلرژن ها علاوه بر IgE میزان IgG4 نیز افزایش پیدا می کند. در واقع IgG4 اغلب پس از برخورد مکرروطولانی مدت با یک آنتی ژن تولید می شود. به عنوان مثال در افراد آلرژیک تحت درمان به روش ایمونوتراپی، کاهش علائم افزایش IgG4 مرتبط است. درعفونت های ناشی از کرم ها و انگل های فیلاریا ممکن است IgG4 افزایش و تیترهای بالای آن می تواند با یک عفونت بدون علامت همراه شود. IgG4در حالت عادی کمتر از 5 درصد کل IgG سرمی را به خود اختصاص می دهد؛ در حالیکه در صورت مواجهه مکرر با آلرژن ها می تواند تا 75% IgG را به خود اختصاص دهد. IgG4 از طریق بلوکه کردن و از بین بردن واکنش متقاطع IgE با FcɛR1 و همچنین فعال کردن گیرنده های مهاری سلول های B (بویژه FcүRIIB) اثرات ضدالتهابی خود را اعمال می نماید. آنتی بادی های رآژین موجود در بیماری های کلاژنی و سیفلیس (آنتی بادی لیپوئیدال یا واسرمن) ازکلاس های IgG و IgM می باشد

ایدیوتیپ

به هریک از نواحی متغیر ایمونوگلوبولین ها که توسط کلون خاص سلولی ساخته می شوند ایدیوتیپ گویند. با ایمونیزاسیون حیوانات یک رده ژنتیکی (در مقابل آنتی بادی های ضد یک آنتی ژن خاص) توانسته اند شاخص آنتی ژنیک ایدیوتیپی را در آنتی بادی ها تعیین کنند. در این حال تنها اختلاف بین ایمونوگلوبولین های دهنده و گیرنده در ناحیه Vایمونوگلوبولین اختصاصی آنتی ژن است. لذا در بدن حیوانات گیرنده (مورد تزریق ایمونوگلوبولین)، برعلیه این قسمت پاسخ ایجاد می شود. این نحوه تهیه آنتی-ایدیوتیپ را می توان با ایمونیزاسیون حیوانات گونه های دیگری غیر از گونه دهنده انجام داد. لیکن احتمال می رود که در این صورت پاسخ بر علیه سایر بخش های غیرایدیوتیپی نیز ایجاد شود. گاهی شاخص آنتی ژنیک ایدیوتیپ در محل اتصال به آنتی ژن ناحیه متغیر قرار دارد و باعث می شود تا آنتی ایدیوتیپ در حکم شکل داخلی آنتی ژن عمل کند. باتوجه به اینکه شاخص های ایدیوتایپی از کنار هم قرار گرفتن انواع زنجیره های سبک و سنگین ایجاد می شوند، لذا یک ایدیوتیپ ممکن است توسط کلاس های مختلف ایمونوگلوبولینی عرضه شود.

ویژگی های ایمونوگلوبولین ها

آنتی بادی ها قادرند به طور اختصاصی با طیف وسیعی از آنتی ژن ها با میل پیوندی متفاوت واکنش دهند. درواقع ویژگی های شناسایی آنتی ژن به ویژگی های نواحی متغیر آنتی بادی مرتبط است. این ویژگی ها عبارتند از: 1-اختصاصی بودن: آنتی بادی ها برای آنتی ژن ها اختصاصی هستند. یعنی قادرند تفاوت های جزئی در ساختار آنتی ژن را شناسایی کنند. 2- تنوع: مکانیسم های نوترکیبی ژن ها در ساختار ایمونوگلوبولین ها منجر به ایجاد تعداد زیادی آنتی بادی متفاوت (از نظر ساختاری و اختصاصی بودن) می شود. بنابراین در بدن هر فرد، انواع زیادی آنتی بادی با ویژگی های متفاوت وجود دارد که تحت عنوان گنجینه آنتی بادی نامیده می شود. این گنجینه متفاوت باعث می شود که آنتی بادی ها به طور اختصاصی به تعداد زیادی از آنتی ژن های مختلف متصل شده، به آن ها پاسخ دهند. 3- بلوغ میل پیوندی: آنتی بادی ها برای پاسخ به آنتی ژن ها نیاز به اتصال محکم به آن ها دارند. میل پیوندی زیاد در آنتی بادی ها، طی پاسخ های ایمنی همورال وابسته به سلول Tدر مقابل آنتی ژن های پروتئینی ایجاد می شود. افزایش میل پیوندی آنتی بادی ها علیه آنتی ژن ها مکانیسم بسیار دقیقی است که در اثر جهش های سوماتیک در نواحی متغیر آنتی بادی ها اتفاق افتاده، بلوغ میل پیوندی نامیده می شود. زنجیره های سبک و سنگین در ساختمان های چهار زنجیره ای گرد آمده وایمونوگلوبولین های مونومری نظیر IgG را می سازند. همچنین براثراجتماع دو یا چند ایمونوگلوبولین مونومر، ایمونوگلوبولین های دایمر( نظیر IgA) یا پلیمر (نظیر IgM) به وجود می آیند. ایدیوتیپ

ایمونوگلوبولین ها

ایمونوگلبولین ها پروتئین هایی هستند که خاصیت حفاظت از بدن را به عهده دارند وایمونوگلبولین ها از چهار زنجیره پلی پپتیدی (دو زنجیره سبک و دو زنجیره سنگین)، تشکیل شده اند. در انسان وحیوانات زنجیره های سنگین وسبک ایمونوگلوبولین ها ازساختمان وخواص بیولوژیک متفاوتی برخوردارند. بررسی ردیف اسیدهای آمینه زنجیره های ایمونوگلوبولینی نشان می دهد که 105تا 115اسید آمینه در انتهای آمینی هر دو زنجیره سبک و سنگین ( که حداقل 10 اسیدآمینه در زنجیره های مختلف دچار تغییر می شود). این ناحیه را ناحیه متغیر (V) و بقیه ساختمان هر زنجیره را ناحیه ثابت (C) می نامند. ناحیه ثابت در ایمونوگلوبولین های یک کلاس و یک زیرکلاس یکسان است. در حالیکه ناحیه متغیر در بین ایمونوگلوبولین های یک کلاس یا زیرکلاس نیز ممکن است بسیار متفاوت باشد. میزان استحکام ساختمان ایمونوگلوبولینی به پیوندهای دی سولفیدی که زنجیره های سبک و سنگین را به هم متصل می کند، بستگی دارد. این پیوندها ممکن است درون زنجیره ای و یا بین زنجیره ای (L-H،H-H،L-L) باشند. پیوندهای دی سولفید درون زنجیره ای در هریک از زنجیره های سبک و سنگین حلقه هایی را به نام دمین ایجاد می کنند. حلقه های زنجیره سبک شامل VL وCL وحلقه های زنجیره سنگین شامل VH، CH1، CH2، CH3 و بعضا CH4 می باشد. به علت تشابه فوق العاده این نواحی با یکدیگر آن هارا نواحی متشابه یا همولوگ نیز می نامند. این دومین ها دارای ساختمان کروی بوده وهرکدام، از دو لایه صفحه چین دار بتا تشکیل شده است که هر لایه 3 تا 5 رشته پلی پپتیدی ناهمسو دارند. دو لایه مجاور صفحات بتا به کمک یک پیوند دی سولفیدی کنار یکدیگر قرار می گیرند. همچنین هریک از صفحات بتا از طریق یک حلقه به صفحه کناری متصل می شود. دمین ها وظایف خاصی را برعهده دارند. برای مثال اتصال به آنتی ژن توسط حلقه VL (ناحیه متغیر زنجیره سبک) وVH(ناحیه متغیر زنجیره سنگین) صورت می گیرد. تعداد این مناطق در پنج کلاس مختلف ایمونوگلوبولین ها (زنجیره های سنگین) باهم متفاوتند. مثلا درنواحی ثابت زنجیره های үδα سه دومین، درحالیکه در ناحیه ثابت زنجیره های EوM چهاردومین وجود دارد. بر اساس اختلاف Fc زنجیره های سنگین، ایمونوگلوبولین ها را به چهار دسته مختلف تقسیم بندی می کنند. در انسان انواع ایمونوگلوبولین ها را در پنج کلاسIgG، IgM، IgD،IgE،IgA طبقه بندی می کنند. زنجیره های سنگین هرکلاس از دیگری متفاوت بوده شامل زنجیره گاما(ү) درIgG، آلفا (α)در IgA،مو((μ در IgM،دلتا درIgD (δ)، و اپسیلون (ɛ) در IgE است. زنجیره سبک ایمونوگلوبولین ها نیز متفاوت بوده و از دو نوع کاپا (κ) و لامبدا (λ)تشکیل شده است. کلاس های مختلف ایمونوگلوبولینی را ایزوتیپ می گویند. بیش ازنیم قرن است که از آنزیم های پروتئولیتیک جهت شکستن ایمونوگلوبولین ها استفاده می شود. درسال های اخیر تجزیه آنزیمی ایمونوگلوبولین ها یک ابزار مهم و بنیادین شناخت این مواد بوده است. پورتیه نشان داد که IgG بر اثر هضم آنزیمی (پاپائین) به سه قطعه مشخص تبدیل می شود. دوتا از این قطعات (که امروزه به آن Fabمی گوئیم) مشابه هم بوده و هریک حاوی یک ناحیه اتصال آنتی ژنی از مولکول آنتی بادی هستند. در حالیکه قطعه سوم (Fc) واجد فعالیت بیولوژیک دیگری نظیر تثبیت کمپلمان،عبورازغشاء، اتصال به ماکروفاژ و تنظیم فعالیت های کاتابولیک است. با تاثیر پپسین بر IgG یک قطعه به نام F(ab)2 وقطعه دیگری به نام Fc به وجود می آید.همچنین ازآنزیم های پروتئولیتیک جهت بررسی ساختمان مولکول های IgM،IgDو IgE نیز استفاده شده است.

- گلوبولین ها:

گلوبولین گروهی از پروتئین‌های حلقوی هستند که از آلبومین‌ها سنگین تر و در آب محلولتر هستند. برخی گلوبولینها در کبد و برخی در دستگاه ایمنی در پاسخ به حضور آنتی‌ژن، تولید می‌شوند. گلوبولینها در خون به گردش درمی‌آیند یا در محل تولید عمل می‌کنند. پروتئینهای بدن انسان به سه گروه اصلی پروتئینهای غشایی (غشای سلول)، پروتئینهای حلقوی و پروتئینهای ساختاری یا فیبروز (مانند کلاژن، کراتین و الاستین) تقسیم می‌شوند. پروتئینهای حلقوی شامل دو گروه اصلی گلوبین‌ها و آلبومینها هستند. گلوبینها مانند هموگلوبین، میوگلوبین و گلوبولین‌ها. سه پروتئین اصلی خون عبارتند از گلوبولین‌ها، آلبومینها و فیبرینوژن.تمام پروتئين های پلاسما در ایجاد و تنظيم فشار اسمزي نقش دارند اما مهم ترين آن ها آلبومین میباشد همچنين غلظت گلوبولینها در خون حدود ۲٫۶-۴٫۶ گرم در دسی‌لیتر است. انواع گلوبولینها به چهار گروه زیر تقسیم می‌شوند: 1.آلفا یک گلوبولین‌ها: آلفا یک آنتی کیموتریپسین، آلفا یک آنتی‌تریپسین، ترانس کورتین 2.آلفا دو گلوبولین‌ها: سرولوپلاسمین، پروتئین متصل شونده به رتینول و هاپتوگلوبین 3.بتا گلوبولین‌ها: پلاسمین، ترانسفرین، بتا دو میکروگلوبولین، آنژیواستاتین و هموپکسین 4.گاماگلوبولین‌ها که اغلب پادتن هستند.

فاكتور رشد ترانسفورمه كنندهβ

فاكتور رشد ترانسفورمه كنندهβ، این سایتوکاین خاصیت چند اثری (پلئوتروپیک) دارد و بر خیلی از انواع سلولی هر دو حالت مهارکنندگی و فعال کنندگی را دارد و به وسیله خیلی از سلولها شامل ائوزینوفیل، مونوسیت و سلولهای T تولید می شود. TGF-β یک تحریک کننده مهم فیبروز شامل تشکیل ماتریکس خارج سلولی و التیام زخم است. در سیستم ایمنی سبب مهار B سل ها و T سایتوتوکسیک می شود. در کل مهار کننده تکثیر والقاکننده آپوپتوز است. تولیدTGF-β به وسیله سلولهای آپوپتوزشده بیان کننده آن است که چرا در ناحیه آپوپتوز التهاب و خود ایمنی صورت نمی گیرد وهمچنین سرکوب کننده سیتوتوکسیته فاگوسیتهای تک هسته ای و NK سل ها می شود. تولید کننده عمده TGF-β، سلولهای TH و Treg هستند. TGF-β تولید شده به وسیله سلول های TH3 از تغییر کلاس α و تولید IgA به وسیله B سل ها حمایت می کند نقشی حیاتی در عدم پاسخ دهی و تحمل به فلورطبیعی و مفید روده یا غذاهای آلرژی زا دارد. TGF-β به طور دائم در ریه افراد سالم تولید شده و مانع پاسخ دهی لنفوسیتهای B وT وایجاد التهاب آلرژیک از طریق مهار سنتز IgE و تکثیر ماست سل ها می شود. مشخص شده است که در التهاب آلرژیک مهمترین منبع TGF-β ائوزینوفیلها هستند وبیان TGF-β سبب فیبروز مشاهده شده در بیماران آسمی است. برعکس این همه خواص ضد التهابی، TGF-β نقش مرکزی در تمایزسلول التهابی TH17و تولید IL-9 ازTh2 (Th9) دارد. این عملکرد متناقض TGF-β بر می گردد به سلولی که آن را تولید می کند، مرحله پاسخ ایمنی که عمل می کند، راههای مختلف سیگنالینگ و دیگر تاثیرات متنوع که درگیر آن است. IL-22 : از لنفوسیت T، ماست سل ها وبه میزان کمتر به وسیله NK سل ها بیان می شود و ترجیجا به وسیله TH17 تولید می شود و به طور قابل توجهی در بیماران پسوریازیس ، بیماری کرون ، بیماری شکاف ریه و روماتوئید آرتریت افزایش سطح بیان را نشان می دهد. IL-22 همچنین سبب القای پروتئین های فاز حاد به وسیله هپاتوسیتها همچون پروتئین آمیلوئید A می شود و احتمالا در آسیب های کبد نقش محافظتی دارد. IL-22 همچنین سبب تولید پپتید های ضد میکروبی می شود و احتمالا نقش محافظتی در برابر پاتوژهای خارج سلولی دارد. به طور مکانیکیIL22 برای القای موثر بیان پروتئین C3 کمپلمان در روده و کبد مورد نیازمی باشد که برای اپسونیزاسیون موثر توسط C3b و فاگوسیتوزباکتری به وسیله نوتروفیل ها لازم است. در مدل موشی آسیب روده ناشی از کلستریدیوم دیفیسیل و گسترش سیستمیک پاتوبیونت ها، IL22 به طور مکانیکی برای القای موثر بیان C3 در روده وکبد مورد نیازمی باشد که برای اپسونیزاسیون موثر توسط C3b و فاگوسیتوزباکتری به وسیله نوتروفیل ها لازم است.

IL-21:

سایتوکاینIL-21: غالبا از سلول های Th17 و TFH تولید میشود و از خانواده سایتوکاین های تیپ I است که ارتباط نزدیکی با IL-2 و IL-15 دارد. گیرنده IL-21 در آزمایشگاه به عنوان عامل تکصیر و بلوغ سلول NK از مغز استخوان عمل میکند. این سایتوکاین همچنین از سلول های Th2 و ماست سل نیز تولید میشود و به عنوان عامل تکثیر T،B و NK عمل میکند. گیرنده IL-21 محرک STAT3 بوده و از رشته ү مشترک (үc) استفاده میکند. IL-21 واکنش گر فاز حاد را القا میکند و عامل تحریک، تکثیر و افزایش عملکرد T سل های CD8+ اجرایی، محرک تعویض کلاس، محرک تولید آنتی بادی، محرک تمایز و عملکرد NK می باشد. IL-21 محرک تکثیر، تمایز Th17 و حذف سنتروسیت های با افینیتی کم است.

بیماری همولیتیک نوزادان

بیماری همولیتیک نوزادان معمولاً زمانی به‌وجود می‌آید که یک مادر Rh منفی حامل جنین Rh مثبت باشد. به‌طور طبیعی گلبول‌های خون جنین به واسطه لایه‌هایی از سلولهای ترفوبلاست از گردش خون مادر جدا شده‌است. اما در اواخر حاملگی و بخصوص در حین تولد نوزاد، گلبول‌های قرمز جنین ممکن است وارد گردش خون مادر شوند. همین که این گلبول‌ها به جریان خون مادر برسند به عنوان یک عنصر خارجی تلقی شده و پاسخ ایمنی مادر را جهت تولید آنتی‌بادی برمی‌انگیزند. معمولاً آنتی‌بادی علیه گلبول‌های قرمز جنین قبل از تولد اولین بچه ساخته نمی‌شود. اما حاملگیهای مکرر نهایتاً منجر به افزایش سطح آنتی‌بادی در خون مادر می‌شود. این آنتی‌بادیها پس از گذشتن از سلولهای ترفوبلاست مادر به گردش خون جنین می‌رسند و در آنجا با گلبول‌های قرمز جنین وارد واکنش شده و موجب تخریب آن‌ها می‌شوند. ممکن است روند تخریب گلبول‌های قرمز جنین به قدری شدید باشد که موجب مرگ جنین شود. از طرف دیگر جنین ممکن است زنده بماند و در یک وضعیت آنمیک شدید و همراه با یرقان متولد شود. بدن جنین ممکن است در راه تلاش جهت جبران گلبول‌های از دست رفته گلبول‌های قرمز نابالغ را از مغز استخوان به داخل خون آزاد نماید. تخریب گسترده گلبول‌های قرمز جنین می‌تواند منجر به آزاد شدن مقادیر سمی بیلی روبین به داخل جریان خون شود. از آنجایی که کبد جنین هنوز نابالغ است، این بیلی روبین ممکن است در سلولهای مغز رسوب نموده و موجب آسیب شدید مغز گردد. آنتی‌ژن D گلبولهای قرمز انسان علاوه بر آنتی‌ژن گروه خونی ممکن است دارای آنتی‌ژن D نیز باشند که در این صورت Rh مثبت نامیده می‌شوند. اگر گلبول‌های قرمز فاقد این پادگن باشند Rh منفی می‌باشند. هنگام انتقال خون علاوه بر تطبیق گروه‌های خونی مطابقت Rh نیز باید بررسی شود.

تالاسمی:

تالاسمی در گروه بیماری‌های خونی و ژنتیکی طبقه‌بندی می‌شود. افراد مبتلا به این بیماری، با کمبود هموگلوبین مواجه نیستند؛ بلکه حجم هموگلوبین‌های معیوب در خون آن‌ها به اندازه‌ای است که کار اکسیژن‌رسانی به بافت‌های بدن این افراد با اختلال مواجه می‌شود. به‌طور کلی، تالاسمی هم نوعی کم‌خونی به حساب می‌آید که در صورت شدید بودن، نیاز به تزریق خون برای بیمار ایجاد می‌شود. معمولاً این بیماری با تغییراتی در ساختار فیزیکی و استخوانی فرد بیمار (کودکان) همراه است و گاهی تغییرات کاملاً مشهودی در جمجمه فک و صورت کودکان بیمار ایجاد می‌کند. در مواردی و با افزایش سن، شاهد بزرگ شدن کبد و طحال بیمار خواهیم بود که این بزرگ شدن طحال، گاهی تا تخریب هرچه بیشتر گلبول‌های قرمز پیش می‌رود. معمولاً بیماران مبتلا به تالاسمی با نازک شدن استخوان‌ها و افزایش شانس شکستگی آن‌ها روبرو هستند. از آنجایی که ژن‌ها، نقشی اساسی در ابتلا به بیماری تالاسمی ایفا می‌کنند، بنابراین مشاوره‌های پیش از ازدواج می‌توانند تا حد قابل قبولی شانس ابتلا به این بیماری در کودکان را از بین ببرند.

هموفیلی:

هموفیلی: هِموفیلی یا خون‌تَراوی دسته‌ای از بیماری‌های ارثی هستند که در آن‌ها توان بدن برای ایجاد لخته و انعقاد خون برای جلوگیری از خونریزی در صورت پاره شدن رگ مختل شده‌است. هموفیلی آ (هموفیلی نوع کلاسیک)(نقص فاکتور انعقادی هشت) شایعترین شکل این اختلال است و در یک نوزاد از هر ۵ تا ۱۰ هزار نوزاد پسر دیده می‌شود. هموفیلی بی (هموفیلی کریسمس)(نقص فاکتور نه) در یک مورد از هر ۲۰ تا ۳۴ هزار نوزاد پسر مشاهده می‌شود. این بیماری که تقریباً به‌طور انحصاری در افراد مذکر بوجود می‌آید، در ۸۵٪ موارد ناشی از کمبود فاکتور VIIIاست که به آن هموفیلی نوع A یا هموفیلی کلاسیک می‌گویند. هموفیلی A و B اختلالات انعقادی وابسته به کروموزوم جنسی هستند که به ترتیب بر اثر جهشهایی در ژن‌های F۸C و F۹ ایجاد می‌شوند. جهش‌های F۸C موجب کمبود یا اختلال عملکرد عامل انعقادی ۸ (فاکتور هشت) و جهش‌های ژن F۹ باعث کمبود یا اختلال عملکرد عامل انعقادی ۱۱ می‌شوند. هموفیلی نوعی اختلال در تمام نژادها و بدون ترجیح نژادی است. میزان شیوع هموفیلی A از هموفیلی B بیشتر است. هموفیلی نوع C یک نوع اختلال ژنتیکی اتوزومال است که به علت کمبود فاکتور یازده خونی می‌باشد. این بیماری از طریق مادر به پسرانش منتقل شده و مردان نمی‌توانند بیماری را به پسرانشان منتقل کنند. هموفیلی در ۸۵ درصد موارد ناشی از کمبود فاکتور انعقاد خون شماره ۸ است و این نوع هموفیلی موسوم به هموفیلی A یا هموفیلی کلاسیک است. در ۱۵ درصد دیگر بیماران هموفیلیک، تمایل به خونریزی بر اثر کمبود فاکتور انعقادی ۱۱ بوجود می‌آید. هر دوی این فاکتورها به ‌طور ژنتیکی از طریق کروموزوم X به صورت یک خاصیت مغلوب انتقال می‌یابند. اگر یک مرد هموفیلی با یک زن ناقل هموفیلی( یکی از کروموزوم‌های جنسی زن معیوب باشد) ازدواج کند در آن صورت نصف زاده‌های آنان پسر سالم ودختر ناقل و نصف زاده‌های آنان پسر و دختر هموفیل خواهد بوددختران هموفیل معمولاً در اولین قاعدگی در اثر خونریزی از بین میروند. این بیماران معمولاً با التهاب مفاصل روبرو هستند به همین دلیل در هنگام بروز درد و التهاب از راه رفتن عاجز می‌شوند. بسیاری از بیماران پس از مدتی به دلایلی مانند تولید آنتی‌بادی‌های خنثی‌کننده قادر به ادامهٔ مصرف فاکتور هشت انسانی نیستند و باید از نوع حیوانی آن استفاده کنند یا اینکه از فاکتور هفت نوترکیب انسانی استفاده کنند.اگر چه کارآزمایی‌های فعلی ژن درمانی بسیار امیدوارکننده به نظر می‌رسند، هیچ درمانِ علاج دهنده‌ای بجز پیوند کبد برای هموفیلی A و B وجود ندارد. اگر مادری حامل باشد هر یک از پسرانش به احتمال ۵۰ درصد ژن‌های جهش یافته را به ارث خواهند برد. اگر یک مرد هموفیلی با یک زن ناقل هموفیلی( یکی از کروموزوم‌های جنسی زن معیوب باشد)ازدواج کند در آن صورت نصف زاده‌های آنان پسر سالم ودختر ناقل و نصف زاده‌های آنان پسر و دختر هموفیل خواهد بوددختران هموفیل معمولاً در اولین قاعدگی در اثر خونریزی از بین میروند. این بیماران معمولاً با التهاب مفاصل روبرو هستند به همین دلیل در هنگام بروز درد و التهاب از راه رفتن عاجز می‌شوند. بسیاری از بیماران پس از مدتی به دلایلی مانند تولید آنتی‌بادی‌های خنثی‌کننده قادر به ادامهٔ مصرف فاکتور هشت انسانی نیستند و باید از نوع حیوانی آن استفاده کنند یا اینکه از فاکتور هفت نوترکیب انسانی استفاده کنند.

لوسمی:

لوسمی خود شامل انواع لنفوسیت و میلوئید است که در نوع اول، سلول‌های خونی سفید از نوع لنفوسیت تکثیر غیرعادی پیدا می‌کنند و در نوع دوم گلبول‌های سفید نوع گرانولوسیت‌ها زیاد می‌شوند. لوسمی دو نوع حاد و مزمن دارد که در نوع حاد، از شروع بیماری تا گسترش آن مدت زمان بسیار کمی طول می‌کشد اما در نوع مزمن، رشد سلول‌های سرطانی کندتر است و مدت زمان گسترش بیماری طولانی‌تر. دلایل ترومبوسیتوپنی بزرگ شدن طحال،خون ریزی شدید و مصرف پلاکت خون، لوسمی یا سرطان خون، ترومبوسیتوپنی، انواع وراثتی کمبود پلاکت، انعقاد منتشر خون در داخل رگ ها، شیمی درمانی بعد از سرطان، عفونت و نارسایی مغز استخوان میتواند باشد. نشانه‌های بیماری لوسمی: لکه های بنفش رنگ /جوش های قرمز روی پوست، درد استخوان و مفصل، سردرد، برآمدگی های غیرعادی یا گره های متورم لنفاوی، احساس خستگی و ضعف، خون ریزی/کبود شدن پوست، تب و عفونت های مکرر، از دست دادن اشتها، تنفس غیرعادی هستند. در لوسمی حاد، تراکم سلول ها در ستون فقرات یا مغز به مشکلات متعدد از جمله حالت تهوع، استفراغ، اسهال و یبوست منجر می شود.

ترومبوسیتوپنی:

ترومبوسیتوپنی: ترومبوسیتوپنی، یک عارضه هماتولوژیک خونریزی دهنده ناشی از کاهش تولید هورمون ترومبوپویتین (TPO)) در کبد آسیب دیده و/ یا افزایش تخریب پلاکت ها از طریق فاگوسیتوز در طحالی که بزرگ شده است و همچنین از دست دادن عملکرد خون ساز در مغز استخوان به دلیل سوء مصرف الکل یا عفونت ویروسی است. پلاکت ها که از مگاکاریوسیت تحریک شده با تروبوپویتین(TPO) حاصل می شوند. تعداد پلاکت طبیعی در خون بین150000 تا450000 در هر میکرومیلی‌لیتر است. پلاکت بالای 500000 را بیماری ترومبوسیتوز و پلاکت‌های کمتر از 100000 را بیماری ترومبوسیتوپنی می‌نامند. موارد استفاده از پلاکت: اگر چه در بالین بیمار بیشتر تزریق پلاکت در تأمین پلاکت بیماران خونی شیمی درمانی شده به کار می رود ولی پلاکت در طب بالینی موارد استعمال متعددی دارد. ١- کاهش پلاکت ، شیمی درمانی، آپلازی مغز استخوان ، میلو دیسپلازی ارثی و اکتسابی ، بیماری ایدز. ٢- افزایش مصرف پلاکت مانند : پورپورای ترمبوسیتوپنی ایدیوپاتیک ITP)) ، انعقاد منتشر داخلی عروقی (DIC) ترمبوتیک ترمبوستوپنیک پورپورا ( TTP) ، بزرگی طحال ، ایدز، عفونت منتشر و(کاردیوپولموناری بای پاس) در همه این موارد بطور اورژانس است. ٣- اختلال عمل پلاکت : اختلالات مادرزادی، عمل پلاکت – اختلال عمل پلاکت در اعمال قلبی عروقی ، اختلال عمل پلاکت به علت داروها به طور کلی شایع ترین و قدیمی ترین موارد مصرف پلاکت در بیمار تحت شیمی درمانی و بیمار دچار کم خونی آپلاستیک می باشد موارد استعمال جدیدتر عبارت است از عمل باز قلب و جراحی فوری در آن ها که دارو های ضد پلاکت مصرف کرده اند